چه افرادی با چه نوع خصوصیات شخصیتی اقدام به پخش کردن عکس دیگران می کنند قصد و نیت منتشر کردن عکس دیگران در اینترنت چگونه در افراد مختلف ایجاد می شود
پخش فیلم خصوصی سوشا مکانی – دروازهبان تیم پرسپولیس – چند وقت اخیر سر و صدای زیادی به پا کرد که جریاناتش هنوز هم ادامه دارد. قشرهای مختلف جامعه واکنشهای متفاوتی به این جریان نشان دادهاند. عدهای از افراد مستقیما در دست به دست کردن این فیلم نقش داشتهاند و عدهای به عکس، با تشکیل کمپین و انتشار اطلاعیههایی با این مضمون که «وارد حریم خصوصی دیگران نمیشوم» به نوعی اعتراض خود را به این جریان نشان دادند و سعی کردند در فرهنگسازی برای جلوگیری از وقوع دوباره اتفاقاتی این چنینی پیشقدم شوند.
البته این اولین بار نیست که چنین اتفاقی رخ داده و گاهی اوقات افرادی که در این دام گرفتار میشوند به یک اصل مهم روانشناسی بیتوجه هستند و حلقههای دوستی و صمیمیتشان در هم تنیده میشود. در روانشناسی موضوعی وجود دارد که بر اساس آن باید روابطتان با آدمهای اطراف را مرزبندی کنید و افراد مختلف را خیلی زود به حریم خصوصیتان راه ندهید. در اینجا به شما میگوییم که جریان حلقههای ارتباط و صمیمیت آدمها از چه قرار است و چطور باید از ورود افراد غریبه به حریم خصوصی پیشگیری کنیم. علاوه بر این دکتر بهزاد تریوه، روانشناس و مشاور خانواده، درباره جزییات حریم خصوصی بیشتر توضیح میدهد و میگوید چه افرادی به حریم خصوصی دیگران تجاوز میکنند.
حلقههای صمیمیت را بشناسید
نموداری که میبینید حلقههای روابط و صمیمیت نام دارد که حد و مرز میزان نزدیکی و صمیمیت با افرادی را که در زندگی اجتماعی ما نقشهای متفاوتی دارند مشخص میکند. این نمودار از حلقه با رنگهای متفاوت تشکیل شده است.
– مرکزیترین حلقه دایره که بنفشرنگ است مربوط به ماست و فقط خود ما در آن قرار داریم.
– در حلقه بعدی که آبیرنگ است افراد درجه یک خانواده قرار میگیرند که نزدیکترین و صمیمیترین افراد در زندگی اجتماعی ما محسوب میشوند.
– حلقه بعدی سبزرنگ است و شامل صمیمیترین دوستان ما میشود.
– در حلقه بعدی که زردرنگ است دوستان ما قرار دارند.
– در حلقه نارنجیرنگ همکاران، آشنایان و افرادی که آنها را میشناسیم جای میگیرند.
– حلقه آخر که قرمز رنگ است شامل افراد غریبه است که هیچ آشنایی و شناختی روی آنها نداریم و باید به شدت مراقبشان باشیم.
شاید یکی از دلایلی که به حریم خصوصی افراد تجاوز میشود این باشد که خود آنها نتوانستهاند به خوبی برای میزان صمیمیتی که باید با اطرافیانشان داشته باشند و مقدار اعتمادی که باید به آنها بکنند، حد و مرز مشخصی قائل شوند.
طبیعی است هر چه افراد در حلقههایی قرار میگیرند که به مرکز دایره نزدیکترند میزان صمیمیت و اعتماد ما هم به آنها میتواند بیشتر شود. بنابراین باید با افرادی که در حلقههایی قرار میگیرند که از مرکز دایره فاصله بیشتری دارند، صمیمیت کمتری داشته باشیم و در تنظیم روابطمان با آنها حد و مرز دقیقتری را تعیین کنیم چون شناخت و اعتمادمان نسبت به آنها کمتر است.
یک فضای نامرئی در اطراف شما
حریم خصوصی یک فضای نامرئی است که دور تا دور هر شخص به صورت حائل وجود دارد که آن فرد دوست دارد در آن فضا عادی و آزادانه رفتار کند و اگر فردی وارد این حریم بشود در او واکنش هیجانی فیزیولوژیکی ایجاد میشود. ضربان قلب او بالا میرود و احساس تنیدگی کرده و از این موضوع احساس ناراحتی میکند. این فضا میتواند منزل، اتومبیل، اتاق شخصی یا هر فضایی که فرد احساس میکند نوعی مالکیت معنوی روی آن دارد، باشد.
به تعداد آدمهای روی زمین حریم خصوصی وجود دارد
روانشناسان معتقدند که فضا و حریم شخصی به فرهنگ جامعهای که افراد در آن رشد کرده و زندگی میکنند بستگی دارد و حد و حدود آن در فرهنگهای مختلف میتواند متفاوت باشد. شاید بتوان به تعداد فرهنگها، کشورها و یا اصلا به تعداد همه آدمهای روی کره زمین برای حریم شخصی تعریف و حد و حدود تعیین کرد اما میان همه این تعریفها یک نکته مشترک وجود دارد؛ هیچکس دوست ندارد توسط دیگران اذیت بشود و آرامش و آسایشاش به خاطر تجاوز به حریم خصوصیاش به هم بریزد.
وقتی حریمتان تهدید میشود
بخشی از بررسیها و تحقیقات نشان داده است که شبکههای اجتماعی و پیامرسان بیشتر از اینکه اثرات مثبت و سازنده داشته باشند اثرات منفی و سوء روی روابط بین فردی و خصایص و ویژگیهای انسانی میگذارد. افراد بدون اینکه خودشان متوجه باشند با وارد شدن در شبکههای مجازی به جای بهبود و ارتقای روابط بین فردی به روابط اجتماعی خود بهطور غیرمستقیم لطمه میزنند.
فضای مجازی آدم ها را بیپروا میکند
در دنیای حقیقی هنگامی که فردی میخواهد پشت سر یک نفر بدگویی کند یا وارد حریم او بشود – مثلا بدون اجازه وارد اتاقاش بشود – فضایی را لازم دارد که شخص مورد نظر از آن خیلی دور باشد و حین انجام این کار مدام این استرس و اضطراب را دارد که اگر او ناگهان از راه برسد باید چه کند؟ اما در فضای مجازی چهره و شخصیت افراد به صورت حقیقی و رودررو عرضه و شناخته نمیشود بنابراین این استرس در فرد پایین میآید و فرد آسانتر میتواند وارد حریم خصوصی دیگران بشود.
افراد با اطمینان به اینکه دیده نمیشوند، شخص مورد نظر هرگز متوجه نمیشود که آنها این کار را کردهاند و هیچ عواقبی برای آنها در پی ندارد بیپرواتر این کار را انجام میدهند.
چه شخصیت هایی عکس های دیگران را پخش می کنند؟
چه فرقی میکند من این کار را بکنم یا خیر؟ توجیه این افراد این است که من هم اگر ارسال نکنم دیگران این کار را میکنند. اما این ویژگی در بعضی از شخصیت ها بیشتر دیده می شود.
توجه طلب: افرادی که دست به انتشار عکسها و فیلمهای خصوصی دیگران میزنند در برقراری و ایجاد ارتباطات واقعی و اجتماعی ناکارآمد و ناکام هستند و چون به لحاظ واقعی قادر نیستند بازتاب و نتیجه ارتباطات اجتماعی خود را به دست بیاورند دوست دارند به این وسیله خودشان را بیشتر مطرح کرده و توجه بیشتری را به سمت خود جلب کنند. درواقع این افراد چون چیزی برای عرضه کردن ندارند دست به این کار میزنند تا دقت و توجه بیشتری از دیگران نصیبشان شود.
پوچگرا: اشخاصی که فلسفه و ایدئولوژی خاصی در ذهنشان ندارند و عادت به مصرفگرایی دارند هر چه به دستشان میرسد و به خوردشان داده میشود را بدون هیچ تعقل و تفکری میپذیرند. این افراد چون معنا، مفهوم و هدف خاصی در زندگیشان ندارند و دچار نوعی پوچگرایی هستند بدون هیچ اندیشهای دست به انتشار عکسها و فیلمهای خصوصی دیگران میزنند.
لذتجو: از آنجا که این افراد به دنبال خوشی و لذت هستند هنگام انتشار عکسها و فیلمهای خصوصی دیگران تنها به لذتی که از این کار نصیبشان میشود فکر میکنند و چون به تبعات آن نمیاندیشند خیلی آسان این کار را انجام میدهند. این افراد هیچ مسئولیتی را در برابر حقوق دیگران نمیپذیرند.
منفعل- پرخاشگر: افرادی که بهطور طبیعی منفعل و بزدل هستند و کار خاصی از آنها برنمیآید در مواردی برای تخلیه کردن تکانههای پرخاشگرانه سرکوبشده به کارهای اینچنینی مثل بیآبرو کردن دیگران دست میزنند. عکسها و فیلمهای خصوصی دیگران می تواند برای تخلیه هیجانات سرکوبشده این افراد خوراک مناسبی باشد.
ضداجتماعی: شخصیتهای ضداجتماعی از آزار رساندن به دیگران، تجاوز به حریم آنها و به هم زدن آسایش و آرامش آنها لذت میبرند.
هیجانزده: این افراد زود هیجانزده میشوند و فقط برای تجربه هیجان ناشی از انتشار مل خصوصی دیگران دست به این کار این میزنند.
فرهنگسازی کنید
اگر با لورفتن حریم خصوصی دیگران مخالف هستید از طریق انتشار مطالب و اطلاعیههایی به قبح این مسأله اشاره و افراد را از عواقب و پیامدهای منفی آن باخبر کنید تا به تدریج احترام گذاشتن به حریم خصوصی دیگران در افراد جامعه درونی و فرهنگ رعایت حریم شخصی دیگران ایجاد بشود.
بی تفاوت نباشید
هنگام رویارویی با افرادی که دست به این کار میزنند بی تفاوت نباشید، صریحا آنها را از این کار نهی کنید و به کارشان عکسالعمل منفی نشان دهید تا کاملا متوجه بشوند از این کار خوشتان نیامده و اعتراضتان را بهگونهای بیان کنید تا آنهابه عمل و عواقب آن بیندیشند. شاید برای شما هم پیش بیاید، پس خودتان را جای فردی بگذارید که عکس هایش در حال لو رفتن است و فرد خاطی را متوجه اشتباهش کنید.
کمپین تشکیل دهید
با تشکیل دادن کمپین و عضو شدن در آن رای منفی خودتان را نسبت به این جریان ثبت و در فرهنگسازی کردن در این زمینه شریک شوید.
در این کار زشت شریک نشوید
وقتی عکس، تصویر یا فیلمی مربوط به زندگی خصوصی دیگران به دستتان می رسد بدون اینکه آن را ببینید، نابودش کنید. سپس مخالفت خودتان را به شخص یا اعضای گروهی که آن را انتشار داده است صریحا اعلام کنید
برای مطالعه مطالب بیشتر، اینجا را کلیک نمایید.

از هر 10 جوان دست کم 5 نفر آن ها سیگاری هستند. امروزه علی رغم هشدارهای پیاپی مجامع پزشکی و فرهنگی، مصرف سیگار به طور روز افزون در جامعه بالا می رود. متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار، بسیار جدی و بعضاً جبران ناپذیر هستند و اغلب سیگاری ها با اینکه از مضرات سیگار با خبرند، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی، اقدام به مصرف این ماده خطرناک می کنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر می اندازند.
میزان مصرف افراد سیگاری، با ایجاد تشدید مسائل روانی افزایش می یابد و گاه به حدی می رسد که جای خواب و خوراک را نیز می گیرد. دوری از خانواده، بیکاری، محرکهای روانی، اصرار دوستان و خویشان و حتی علاقه شخصی، کسب لذت و تقلید و خودنمایی، از عوامل موثر در روی آوری به سیگار است.
علل استعمال سیگار در نوجوانان
استعمال سیگار در نوجوانان، بیشتر جنبه خود نمایی دارد و آرام آرام برای کسب لذت صورت می گیرد. آغاز مصرف سیگار در سنین جوانی و میانسالی ممکن است تاثیر چندانی بر خلقیات فرد نداشته باشد؛ ولی تجربه استعمال سیگار تا قبل از بیست سالگی یعنی در بحرانی ترین سنین نوجوانی، به این سبب که دوران شخصیت سازی نوجوان است و هر تجربه ای را تا آخر عمر فرا راه خود قرار می دهد، بسیار خطرناک است.
یکی از دلایل اصلی روی آوری نوجوانان به سیگار، کنجکاوی در امتحان کردن آن است که اغلب ازطریق دوستان و همسالان تبلیغ می شود و آرام آرام برای ادامه این تجربه، بهانه های دیگری نیز فراهم می شود. برخی از نوجوانان برای مخالفت با خانواده و رفع حقارتها به این کار دست می زنند و می خواهند از این طریق اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند. رقابت با گروه همسالان از طریق خود نمایی، بزرگترین دلیل شایع برای آغاز کشیدن سیگار است.
بسیاری از پسران نوجوان سیگاری، عقیده دارند که با هر پکی که به سیگارمی زنند، احساس مردانگی می کنند و این شیوه به زودی جزئی از شخصیت آنها می شود. تقلید از پدر و مادر و اطرافیان نیز تاثیر زیادی در سیگاری شدن نوجوان دارد. اضطراب، تنش، محرکهای شدید روانی و ناراحتی های خانوادگی عوامل عمده زمینه ساز برای روی آوردن به سیگار هستند. مسأله تاسف بار این است که نوجوان سیگاری که ازطریق سیگار به آرامش کاذب دست می یابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده هر روز بیش از پیش به دوستان هم دردش روی می آورد، بهترین طعمه عاملان پخش مواد مخدر نیز خواهد شد. در این میان خانواده ها بیش از دیگر گروههای اجتماعی در پیشگیری از سیگاری شدن نوجوانان نقش دارند.
نقش خانواده در پیشگیری از روی آوردن نوجوانان به سیگار
دوره نوجوانی، دوره ای حساس و شگرف و حد فاصل کودکی و جوانی است. خانواده های هوشیار باید با آگاهی از شرایط ویژه این دوره ، همواره مراقب فرزندان نوجوان خود باشند. موقعیت حساسشان را درک کنند و هرچه بیشتر آنها را در پناه خود بگیرند. وقتی که مشکلات نوجوان در محیط خانه و در جمع صمیمی خانواده بدون ترس از تنبیه و شماتت مطرح شود و از طریق راه حلهای منطقی والدین رفع گردد، دیگر نیازی به حضور و دخالت دوستان و همسالان نیست.
نقش تربیتی خانه و خانواده به عنوان محیطی که فرزندان بیشترین وقت خود را در آن می گذرانند تا جایی مهم است که به جرأت می توان گفت، منشاء تمام موفقیتها و شکستها را باید در شیوه تربیتی خانواده ها جستجو کرد. والدین باید هوشیار باشند و ارتباطات، رفتار و آمد و شدهای نوجوان خویش را تحت نظر بگیرند، و اگر احساس کردند بلای مهلک سیگار، گریبان فرزندانشان را گرفته با سعه صدر و بدون فوت وقت این نطفه شوم را خفه کنند.
آموزش قبل از سن ۱۵ سالگی ، تلاش برای کاستن فشارهای روانی ، تشویق و تقویت به موقع موفقیتها ، فراهم کردن تفریحات سالم و سازنده و درونی کردن ارزشها در پیشگری از روی آوردن نوجوان به سیگار تاثیر زیادی دارد.
برای مطالعه مطالب بیشتر، اینجا را کلیک نمایید.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت 13:22 |
بازدید : 381 |
نویسنده :
heiroo
| ( )
|

هیچوقت در زندگی به خودتان انرژی منفی ندهید و همیشه به به داشته هایتان ایمان داشته باشید.
پیدا کردن مقالاتی درباره ی عادات خوب یا شعارهای انگیزشی افراد موفق کار سختی نیست. اما چنین مقالاتی با تمام جذابیت و فوایدی که دارند، تنها نیمی از داستان را روایت می کنند.
بسیاری از مردم آنها را می خوانند و به جای آنکه الهام بگیرند احساس شکست و سرافکندگی پیدا می کنند و مدام با خود می گویند «من هیچوقت نمی توانم مثل آنها باشم. آنها خیلی متعهد تر از من هستند». به این می گویند گفتگوی درونی منفی نگرانه. همه ی ما هر از گاهی چنین گفتگوهایی با خودمان داریم.
ما حداقل می توانیم چهار نمونه گفتگوی درونی شناسایی کنیم: گفتگوهای درونی فیلتر کننده، شخصی ساز، فاجعه ساز، و قطبی ساز. چند نمونه از برخی چیزهایی که ممکن است با خودمان تکرار کنیم را می توانید در ادامه بخوانید. توجه داشته باشید که این مکالمات درونی، ما را از مسیر موفقیت دور می کنند.
۱۳ گفتگوی درونی مخرب که باید از آنها اجتناب کرد
۱- «او همیشه همین بلا را سر من می آورد …»
نمونه ی بالا نشان دهنده ی دو نوع گفتگوی درونی در یک جمله است. از طرفی هر نکته ی مثبتی را فیلتر می کند و تنها نکات منفی را بزرگ می کند، از طرف دیگر قطبی ساز است، چرا که شخص گوینده همه چیز را یا خوب می بیند یا بد (در این مورد، بد). هیچ موضع میان دارانه ای در این جمله وجود ندارد.
۲- «بهتر از این نمی شود. کل روزم خراب شد …»
فاجعه سازی یعنی بزرگ کردن اثرات یک موقعیت منفی بر روی تصویر بزرگ تر. این اتفاق منفی می تواند چیز ساده ای مثل ثبت اشتباه سفارش یک غذا باشد.
با این حال فرد آنقدر خود را تحت تأثیر آن قرار می دهد که این جمله برایش تبدیل به یک پیش بینی ناگزیرساز می شود. این نوع احساس استقبال از اتفاقات منفی، چون روی نتیجه تأثیرگذار هستند در نهایت درست از آب در می آیند.
۳- «او فقط برای اینکه من را ناراحت کند این کار را کرد …»
این جمله شخصی سازی است. معنی آن این است که شخص گوینده، حتی وقتی موضوع ارتباطی با شخص خاصی ندارد، آن را تماماً به خود یا شخص دیگری مرتبط می کند.
به یاد داشته باشید، اغلب افرادی که با آنها مواجه می شوید تمایل و زمان لازم برای خارج شدن از مسیر خود با هدف ضربه زدن به شما و خراب کردن روزتان را ندارند.
۴- «اصلاً استعداد این کار را ندارم …»
درست است که ممکن است در مواجهه با موقعیتی خاص با دشواری روبرو شوید، اما با بی استعداد دانستن خود در یک یا چند زمینه هیچ لطفی در حق خودتان نکرده اید. این تفکر به شما اجازه ی عملکرد بهتر را نخواهد داد.
۵- «من همیشه بدشانسی می آورم …»
هیچکس «همیشه» بدشانسی نمی آورد، اما اگر اینطور فکر کنید، با مشکلات و سختی های بیشتری مواجه خواهید شد و با تبدیل شدن به آهنربای مشکلات، دیگران کمتر به حضور شما در اطراف خود تمایل نشان خواهند داد. اما خودتان می توانید این حالت را تغییر دهید.
۶- «به هیچ وجه نتیجه نخواهد داد …»
یک بار دیگر، چنین طرز تفکری فضا را تنها برای منفی نگری باز می کند. اگر فکر می کنید کاری نتیجه نمی دهد، چرا اصلاً زحمتش را به خودتان می دهید؟ در دام این ذهنیت گرفتار نشوید و تلاش خود را انجام دهید. نتیجه ممکن است شما را غافلگیر کند.
۷- «هیچ کس به خودش زحمت نمی دهد به من کمک کند …»
شما وقتی خودتان را در میانه ی مسائلی قرار دهید که فکر می کنید اشتباه هستند، خود را با موقعیت های منفی به دیگران می شناسانید. از آن بدتر اینکه، اهمیت خود را در جریانات دور و بر خود پایین می آورید. به جای این کار، به دنبال راه هایی بگردید که بتوانید سهمی در راه حل موضوعات داشته باشید.
۸- «این کار غیر ممکن است …»
همه ی ما این جمله را به کار برده ایم. اما چیزهای کمی هستند که واقعاً غیر ممکن باشند؛ مگر آنکه خودتان را به غیر ممکن بودن آن مجاب کرده باشید، و این دقیقاً همان کاری است که این جمله انجام می دهد. به جای این طرز تفکر، به این فکر کنید که مسئله ی مورد نظر چطور ممکن و محتمل خواهد شد.
۹- «من هیچوقت به درد هیچ کاری نخواهم خورد...»
احتمال اینکه اغلب ما این حالت را در برهه ای از زندگی خود تجربه کرده باشیم کم نیست. با این طرز فکر، احتمال وقوع اتفاقات مثبت به حداقل ممکن خواهد رسید.
واقعیت این است که همه ی ما در انجام کار یا کارهایی استعداد داریم. گفتگوی درونی منفی نگرانه ما را از تمرکز روی این کارها باز می دارد. شما نباید اجازه بدهید این اتفاق بیفتد.
۱۰- «هیچ کس قدر زحمات من را نمی داند …»
شاید بیش از آنچه تصورش را بکنید از کاری که انجام می دهید قدردانی شود، اما به هر دلیلی ممکن است شما شاهد آن نباشید.
به جای آنکه خودتان را متقاعد کنید کسی قدر زحمات شما را نمی داند، می توانید از دیگران تقاضا کنید بازخورد بیشتری به شما بدهند. آنها متوجه نیاز شما خواهند شد و به آن پاسخ خواهند داد.
۱۱- «هر کسی می تواند این کار را انجام دهد، من چقدر بدبخت هستم …»
اگر درگیر انجام کار خاصی هستید، احتمالاً نقاط قوت مختلفی دارید که در عوض این تفکرات، می توانید روی آنها متمرکز شوید.
باید این را در نظر داشته باشید کاری که شما انجامش را ساده می دانید شاید در نظر دیگران آنقدر ها هم ساده به نظر نرسد. اگر فرد دیگری نیز با شما در انجام این وظیفه شریک است، می توانید با همکاری با یکدیگر راهی برای کمک به موفقیت همدیگر پیدا کنید.
۱۲- «هیچ کس دیگر من را استخدام نخواهد کرد …»
ممکن است انجام وظیفه یا کاری آنگونه که می خواسته اید پیش نرفته باشد، اما دنیا که به آخر نرسیده است. می توانید قدمی به عقب بردارید، روی کارهایی که خوب انجام می دهید تمرکز و دوباره از نو شروع کنید. هیچ کس نگفته است مسیر موفقیت مسیر همواری است.
۱۳- «من خیلی تنها هستم و هیچ کس به من توجه نمی کند …»
ممکن است گاهی اوقات اینطور به نظر بیاید، اما نباید اجازه داد این نیز به یک پیش بینی ناگزیرساز دیگر تبدیل شود. به نظر می رسد نگرش های ضعیفی مثل این، در دور نگه داشتن ما از دیگران موفق عمل می کنند، به ویژه کسانی که می توانند به ما در خارج شدن از مشکلاتمان کمک کنند.
اگر دوست می خواهید، باید برای کسی دوست باشید. اگر به کمک نیاز دارید، این را با دیگران مطرح کنید.
گفتگوهای درونی منفی نگرانه سد راه ما قرار می گیرند، خود را در ذهن ما جای می دهند، و ما را از اهدافمان منحرف می کنند. این تفکرات ما را متقاعد می کنند که سعی کردن و امتحان کردن هیچ سودی نخواهد داشت، چون به هر صورت شکست خواهیم خورد. همه ی ما احساساتی از این دست را تجربه کرده ایم.
اما این نکته را از یاد می بریم که شکست، برای موفقیت عنصر مهمی محسوب می شود. شکست به ما یاد می دهد چه چیزی نتیجه می دهد، چه چیزی اهمیت دارد، و چه چیزی نتیجه بخش نیست. شکست به ما یاد می دهد هر چیزی که ارزش به دست آوردن را دارد، به آسانی به دست نخواهد آمد.
شما قدرت این را دارید که حرف ها و نحوه ی صحبت کردنتان با خود را عوض کنید. سعی کنید خودتان را از این مکالمات درونی منفی نگرانه و هر ذهنیت منفی و مخرب دیگری دور نگه دارید. مثبت باشید، تا اتفاقات مثبتی در زندگی تان رخ دهد.
برای مشاهده مطالب بیشتر، اینجا را کلیک نمایید.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت 13:13 |
بازدید : 425 |
نویسنده :
heiroo
| ( )
|

آیا علاقه مند هستید که کودکتان خلاقیت بیشتری از خود بروز دهد؟ مسیر رسیدن به تفکرخلاق سر راست نیست؛ اما، راهنماهایی وجود دارد که به ما در پیداکردن روشهای ایجاد آن کمک می کند.
1. فراهم ساختن بستر خطاها برای کودکانتان
پژوهشگر استنفورد و نویسندۀ روانشناسی جدید موفقیت؛ کارول دوک، فرض می کند کودکانی که از شکست می ترسند احتمال کمتری در خلاق بودن تفکرشان وجود دارد. اگر کودکتان با یک اشتباه ناامید می شود سعی کنید به او چیزهایی مانند “چکار کنیم تا بتوانیم این نتیجه را تغییر دهیم؟” یا “چطور این را دوباره از اول انجام می دهی؟”بگویید. من روشی که در آن دوستم و همکارش بن گروسمن ـ کان مخترع آزمایشگاه نوردستورم این (اشتباه) را شکست پیشبردی یا دیدن اشتباهات به عنوان فرصت هایی برای ترقی نه شکست ها نامیده را تحسین می کنم.
2. بگذارید کودکانتان کثیف کاری کنند.
اکثر ما جای تمیز را دوست داریم و شلوغ کاری ها بی نهایت باعث آشفتگی مان می شود. اما، زمانی که کودکان عنصر این خلاقیت هستند، شلوغ کاری ها نیز به سرعت گسترش می یابند. بعداً کودکتان از شما درخواست می کند تا نقاشی بکشد یا یک کیسه پر از گلوله های کتانی را در همه جای کف اتاق پخش کند که در این صورت، اتاق را برایش آماده کنید. شما ممکن است با شلوغ کاری ها مخالفت کنید اما، مزایای خلاقیت بر این دردسر موقتی می چربد.
3. کودکتان را به خاطر تلاشش تشویق کنید.
اکثر ما بارها شنیده ایم که تشویق می تواند مانعی برای تفکر مستقل کودک باشد. در کتاب کان تنبیه به وسیله پاداش ها، وی در مورد اینکه چگونه جایزه موجب برانگیختن افراد برای به دست آوردن جایزه های بیشتر می شود، صحبت می کند. مشکل تشویق و جایزه دادن آن است که ممکن است کودک را از جستجوی انگیزه های درونی اش بازدارد؛ نمی گویم تشویق بد است بلکه، دفعه بعد که قصد تشویق کردن دارید . سعی کنید چیزهایی عینی بگویید مانند: “من دیدم که خودت کفش هایت را پوشیدی” یا “تو واقعاً برای حل مسئله ریاضی سخت کار می کنی”.
4. روشنفکر باشید.
به کودکتان حق انتخاب از بین روشهای موجود برای ترغیب تفکر مستقل را بدهید. شما ممکن است به خوردن شام به جای صبحانه عادت نداشته باشید؛ اما، اگر کودکتان خواست از قبل از روانه شدن به مدرسه پاستا بخورد؛ فرصت را برایش فراهم کنید. اگر خواست در آشپزخانه به شما کمک کند سعی کنید محیط آشپزخانه را تبدیل به آزمایشگاه علمی کنید و اجازه دست زدن به مواد و ابزارهای آشپزی را به او بدهید.
5. خلاقیت را برایش الگو قرار دهید.
خروجی خلاقیت تان چیست؟دوست دارید کجا و در چه کاری انرژی تان را صرف کنید؟ آشپزی، آوازخوانی، باغبانی، طراحی یا رقصیدن؟ کودکانی که والدینشان را می بینند که درگیر فعالیت های خلاق هستند به احتمال بیشتری این فعالیت ها را برای خودشان نیز می پذیرند. اگر کودک هنگام انجام کار خلاق در کنار شما بود فکر کنید به کارهایی که موجب شادی شما در کودکی تان بوده است و نیم ساعتی را با کودکتان برای انجام آن کار یا فعالیت صرف کنید. چه حسی داشتید؟ آیا آن را دوباره فردا یا روزی دیگر انجام خواهید داد؟
6. به عقب برگردید (تجسم عینی)
این مرحله ممکن است با مورد شماره ۵ تناقض داشته باشد، اما مهم است به یاد داشته باشیم که این فقط برای برجسته کردن و نشان دادن اثر تعادل و توازن است. اگر کودک دوست دارد که دائماً تحت کنترل باشد، ممکن است نشان دهندۀ ریسک پذیری کمتر باشد که این خود از میزان خلاقیت می کاهد. اگر شما خودمختاری را تشویق کنید، نظاره گر رشد تخیل در کودکتان خواهید بود. دفعه بعد که کودکتان مشغول یک فعالیت ارام مثل نقاشی کردن یا نوشتن است از پریدن وسط فعالیتش خودداری کنید، زیرا این مسئله منجر به پرت شدن حواس وی می شود، در عوض، برای خودتان یک فنجان قهوه بریزید و از خلوت با خودتان لذت ببرید!
7. زمانی را برای خلاقیت به کودکتان اختصاص دهید.
این کار ممکن است به ویژه برای والدین شاغل سخت باشد، اما کودکان نیاز به زمانبدون ساختار برای تجسم، ساختن، آزمون و اکتشاف دارند. حتی این وقت می تواند نیم ساعت بعد از شام، نقاشی کردن قبل از خواب و خواندن کتاب برای او یا اختصاص یک ساعت بازی تخیلی در روزهای تعطیل باشد. برنامه تان را بررسی کنید و از تخصیص یافتن وقت به کودکتان اطمینان حاصل کنید.
8. رجوع به اسباب بازی های اولیه
اسباب بازی های صدادار با چراغ سرگرمی خوبی هستند و مطمئنا جایگاه خود را دارند ، اما آنها به اندازه وسایلی مانند برچسب ها، تیوب ها، خانه سازی، عروسک ها، ابزار، ماسه و آب متفکر خلاق بار نمی آورند. زمانی را برای نگاه کردن به بازی کودکتان اختصاص دهید و لیستی فوری از اسباب بازی ها تهیه کنید. با کدام اسباب بازی بیشتر بازی می کنند؟ کدام یک از اسباب بازی ها موجب تخیل شده و او را به سمت تجسم سازی پیش می برد؟ آیا برایتان امکان دارد اسباب بازی های محدود (مثلاً اسباب بازی دارای دکمه های یک یا دو کاره) را با اسباب بازی های خلاق و آزاد (مانند خانه سازی ها که محرک بازی خلاق هستند) کنید؟
9. زمان تماشای تلویزیون را به حداقل برسانید.
ممکن است برای خانواده ها سخت باشد که زمان تماشای تلویزیون را همگی حذف کنند اما، می توانیم تلاش کنیم تا کودک مدت زمان کمتری پای تلویزیون بنشیند. به جای صرف زمان برای تلویزیون بهتر است این زمان صرف نقاشی، ساختن خانه از طریق خانه سازی ها یا انجام خمیر بازی شود. شما تا چه اندازه می تواند زمان تماشای تلویزیون یا ویدئو ها را کاهش دهید؟
10. چه ایده های دیگری برای افزایش خلاقیت کوکان دارید؟
روش های بسیار زیادی برای تشویق خلاقیت کودکان وجود دارد، امیدوارم برایتان مؤثر باشد و کارآیی آن برای شما به گوش من برسد! آیا شما مایلید براین ده روش برای افزایش خلاقیت کودکان بیفزایید؟ برای آشنایی با دیگر روش های پرورش خلاقیت در کودکان با ما همراه باشید.
برای مطالعه مطالب بیشتر، اینجا را کلیک نمایید.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0